اصطلاح استرس از زبان انگلیسی گرفته شده و معادل دقیق آن در کلمۀ «فشار» است که معنای وسیع و طیف گسترده آن را نمی رساند (شاملو، ۱۳۶۳) اگر نگاهی به تاریخچه این واژه بیندازیم متوجه می شویم که مفهوم استرس تقریباً از قرن پانزدهم در زبان انگلیسی در رشته مهندسی و فیزیک استفاده شده است.
در فیزیک فشاری که به ماده وارد شده و باعث تغییر شکل آن می شود را استرس می نامند. و از قرن هفدهم به بعد این مفهوم در خصوص شرایط زندگی انسان نیز رواج یافت. در این ادبیات جدید فشار وارد بر فرد جانشین فشار وارد بر شیه شده بود. اما این اصطلاح را در روان شناسی هانس سلیه در سال ۱۹۸۲ به کار گرفت ) شفر ۱۳۹۱(
سلیه از این اصطلاح برای توصیف واکنشهای فرد در رویارویی با محرکهای محیط استفاده کرد اما تعریف او بیش از حد گسترده و البته تا حدی نیز مبهم بود.
استرس واکنشی جسمی و روانی است که هنگام نبود تعادل میان تقاضایی که از فرد می شود و ظرفیت او برای پاسخ دادن به آن تقاضا روی می دهد. به عبارت دیگر استرس یک فشار روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. استرس زمانی ایجاد می شود که فرد نتواند با فشارهای اطراف کنار بیاید.